لگـد زدن حـكـومت ايـران به بـستهى غـربـىهـا
بستهى پيشنهادى (1) گروه
1+5 كه از سوى رئيس سياست خارجى اتحاديهى اروپا، يكشنبه 26 خرداد، در كنفرانس
خبرى در تهران علنى شد. صرفِ اين اقدام، بسيار نيكو و پسنديده بود. چرا كه خودشان
مستقيما در كنفرانسى خبرى با رسانهها اين كار را كردند، نه مانند قبل كه سايتها
چند روز پس از ارائه به مقامات، به گمانهزنى و حرف و حديث در مورد آن مىپرداختند
و بدينترتيب فضا و ميدان، براى مقامات ايرانى كه مىخواستند اين بسته را چيزى غير
از آنچه در بر داشت عرضه كنند، مهيا مىشد. اين اقدام از سوى رئيس سياست خارجى
اتحاديهى اروپائى معنىدار بود، خصوصا اينكه تقريبا با عرضهى بستهى پيشنهادى به
مقامات عالى ايران همزمان بود. مىتوان اين اقدام را داراى سيگنالهاى زير دانست:
–
مقامات غربى دريافتهاند كه اگر مىخواهند صدافت خود را به
مردم ايران و افكار عمومى در جهان نشان دهند، بايستى در رفتار عملى آن را نشان
دهند. و يكى از جاهايى كه اين بروز و ظهور مىيابد، در هر چه بيشتر واضح كردن بحث
و گفتو گوهاىشان با مقامات جمهورى اسلامى ايران است.
–
بستهى پيشنهادى جمهورى اسلامى به طور كامل منتشر شد. در آن
بسته سر فصلهايى وجود داشت كه در "كليت" با برخى سر فصلهاى طرح
پيشنهادى ارائه شده از سوى اروپا مشترك بود. اروپايىها با انتشار كامل بستهى
پيشنهادىشان – در جهتى كه مربوط به انتشار بستهى پيشنهادى ايران مىشد – به
افكار عمومى در جهان واكنش نشان دادند كه چيزى فراتر از شفافيت و انجام الزامات
قانونى از ايران نمىخواهند، بلكه حاضرند براى انجام آن، به ايران مشوقهايى را
داشته باشند. ديگر اينكه بستهى پيشنهادى ايران را تا آنجايى كه جا داشت، مورد
لحاظ قرار دادند، و بدينترتيب طرح ايران براى مذاكرات بر سر سر فصلهاى بستهى
پيشنهادىاش را به احسن تبديل كردند، اگرچه طرح ايران در رسانههاى جهانى با سردى
و بىميلى – حتى از جانب كشورهايى كه آن را دريافت كردند، از جمله چين، روسيه و
برخى از كشورهاى اروپايى، از جمله سوئيس (كه حافظ منافع آمريكا در ايران است) –
مواجه شد.
اما بستهى پيشنهادى علىرغم
آنكه در اختيار رسانهها قرار گرفت، اما ترجمهى غرضورزانهاى (2) از آن – اگرچه
در مفاد اصلى آن تغييرى ايجاد نمىكند – روى سايتهاى حكومتى آمد. اينكه ترجمهى
قطعنامههاى شوراى حكام و شوراى امنيت و يا گزارشهاى مدير كل و بيانيههاى آن به
چنين سرنوشتى در ترجمهها دچار شوند، با اينكه بستهى پيشنهادى غربىها به اين
سرنوشت دچار شود، مقدارى متفاوت است.
مقامات ايران رويكردى كه در ارائهى
گزارشها و قطعنامههاى در مورد برنامههاى هستهاى دارند، اينست كه هرچه بيشتر از
لحن قاطعانهاى كه در بندهايى از آن وجود دارد – با جايگزين كردن كلماتى كه رقيقتر
است – بكاهند. بررسى ترجمههاى متنهاى قطعنامههاى تحريمى شوراى امنيت سازمان ملل
نيز پر است از نرساندن غرض و مقصود عبارات، و حتى در مواردى حذف جملات. اما در
مورد بستهى پيشنهادى حساسيتها بايد بيشتر باشد، چون غربىها، علىالخصوص اروپايىها
كه مديريت رسيدگى به پروندهى هستهاى ايران را عملا بدست گرفتهاند، مشوقهايى را
به ايران ارائه دادهاند كه قبول آنها براى ايرانيان وضعيت بهتر اقتصادى، امنيتى،
شغلى و در يك جمله آيندهاى بهتر را نمايان مىكند و رد آنها به بدتر شدن اوضاع
اقتصادى، امنيتى و در يك جمله، تيره و تار شدن آيندهشان مىتواند بيانجامد.
بستهى ايرانى
در 24 ارديبهشت 87، ايران بستهى
پيشنهادى (3) خود را به گروه
1+5 ارائه داد. ايران اين بسته را چنين عنوان داد: "بستهاى براى مذاكرات
سودمند". بسيارى از تحليلگران خارجى پيش از ارائهى اين بسته، مطرح كرده
بودند كه حتما يكى از چيزهايى كه ايران در اين بستهى پيشنهادى مطرح مىكند، بحث
تضمينهاى امنيتى از سوى ايالات متحده است. اين عده كه احتمالا تحتتاثير برخى از
مواضع احمدىنژاد در مورد اسرائيل و هولوكاست و اظهاراتش در مورد امام زمان و
شعارهاى انقلابىاش بودند، بر اين بنا چنين حرف خامى را مطرح كرده بودند.
بعد از اينكه بستهى پيشنهادى ايران
عرضه گشت، يك عده كه خود را در زمرهى عدهى مزبور كه شرحشان آمد احتمالا نمىدانند،
گفتند كه بر خلاف اظهار نظر آن عده، ايران از آمريكا درخواست براى تضمين امنيتى
نداده است. ظاهرا هيچكدام از اين دو عده – با وجودىكه به نظر يكسان نيستند – بطن
قضيه را در نيافتهاند. اولا ايران در پى اين نبوده كه رو راست برود سر اصل حرف و
بحث خود و ادعايى كه در اين زمينه دارد، بلكه موضوعات براى مذاكره را مطرح كرده
است. ثانيا مگر در سر فصلها، اولين موردى كه ايران مطرح كرده است، "موضوعات
سياسى و امنيتى" نيست. اگر به همان سر فصل دقت مىكردند، مىديدند كه ايران
نه تنها در واقع به دنبال تضمين امنيتى خويش است، بلكه بحث محدود كردن تحركات
نظامى قدرتهاى ديگر را در سطح جهانى مطرح كرده است.
گفته مىشود، بستهى پيشنهادى ايران و
گروه 1+5 داراى وجوه اشتراك هستند. وقتى مقامات ايرانى چنين مىگويند، مقصودشان
اينست كه همان سر فصلهاى مشترك مندرج در دو بسته را بر داريم و مذاكرات را آغاز
كنيم. وقتى مقامات غربى دربارهى اشتراكات دو بسته سخن مىگويند، دقيقا چيزى كه
بكار مىگيرند، عبارت "برخى سرفصلهاى مشترك" است. حالا اين سر فصلهاى
مشترك چيست، در واقع فقط اصطلاحات مشترك است. "انرژى هستهاى"،
"همكارىهاى اقتصادى" و ...
اگر به اصل و اساسى كه سبب ارائهى بستهى
پيشنهادى از سوى غرب است بازگرديم (از اين جهت اين بسته غربى است كه از نظر شكل و
ماهيت، از طرف غرب است) به چيزى مىرسيم كه اصلا كل بستهى پيشنهادى ايران را زير
سوال مىبرد. بگذاريد اينطور بگوييم، اگر كل سر فصلها و آنچه در زير فصلها آمده
بود نيز كلمه به كلمه مانند هم بود، باز هم چيزى را در اين نظر (متفاوت بودن بستهى
ايران و غرب از اساس) تغيير نمىداد. غربىها بستهاى پيشنهاد دادهاند كه ايران
دست از برنامههاى غنىسازىاش بردارد، آنوقت ايران بستهاش را براى ادامهى غنىسازى
ارائه كرده است. در واقع اين يعنى هيچ چيز مشتركى فى الواقع وجود ندارد.
ايران به غرب مىگويد كه حاضر است
نگرانىهايشان را برطرف كند، اما حاضر نيست دست از غنىسازى بر دارد. غرب هم به
ايران مىگويد، ما براى رفع نگرانىهايى كه داريم و براى صلح و ثبات در جهان، با
غنىسازى ايران به دلايل متعدد و منطقى كه وجود دارد، اساسا مشكل داريم.
اما مشكلى كه غرب رهبرى حلاش را بدست
گرفته، فقط مشكل 27 كشور اتحاديه اروپايى، آمريكا، اسرائيل، ژاپن، استراليا،
كانادا و شمارى ديگر از كشورهاى كه غربى ناميده مىشوند نيست، بلكه كشورهاى منطقه،
از جمله همسايگان ايران بارها چه در محافل و چه در مذاكرات با مقامات كشورها در
مورد برنامههاى هستهاى ايران نظرات مخالف خود را بيان داشتهاند. اينكه راىهاى
داده شده به قطعنامههاى شوراى حكام و شوراى امنيت، يا بدون راى مخالف و با اجماع
است و يا با چند مورد استثناء مثل راى كشورهايى مانند – كوبا، ونزوئلا و سوريه كه
وضعيتشان بر همگان معلوم و روشن است – خود گواه اينست كه برنامهى هستهاى ايران
با چنين ترتيبى كه پيش گرفته شده، مورد موافقت نيست. ممكن است شنيده باشيد از
تلويزيون كه اعضاى جنبش عدم تعهد بيانيه دادهاند و يا در كنفرانس اسلامى بيانيه
در حمايت از برنامههاى هستهاى ايران دادهاند، اما در واقع بسيارى از اين كشورها
همانها هستند كه راى مثبت خود را به قطعنامهها دادهاند، پس آيا آنها متناقض
رفتار مىكنند؟ نه! آنها از "حق" ايران در استفاده از انرژى هستهاى به
منظور مقاصد صلحآميز حمايت مىكنند، چيزى كه در خود قطعنامههاى مجازاتى سازمان
ملل و حتى در سخنان رئيسجمهورى آمريكا آنجا كه به برنامههاى هستهاى ايران مىپردازد
آمده است. اين چنين چيزهايى، همان القائات رسانهاى حكومت ايران است كه بارها و
بارها در اين مورد و موضوعات ديگر شاهدش بودهايم.
مقامات جمهورى اسلامى در مورد بستهى
پيشنهادى خود، پيش از ارائه به گروه 1+5 تبليغات فراوانى به راه انداختند. اينكه
مىخواهند براى مسائل دنيا راهحل بدهند، به دنيا براى حل آنها كمك كنند. آنها اين
را وقتى بيان مىكردند كه غربىها در تدارك بستهاى به ايران بودند كه بتوانند
بحران هستهاى ايران را بدون مناقشهى بيشتر حل و فصل كنند. از نظر آنها ايران يكى
از مشكلات موجود در جهان است و برنامهى هستهاى ايران، يكى از خطرات بالقوه – كه
در صورت عدم مقابله، احتمالا به بزرگترين تهديد براى امنيت منافع غرب بدل مىشود
– حالا اين مشكل، سخن از اين مىگويد كه امنيت و عدالت و تحكيم صلح عادلانه
در جهان به سر فصلى براى مذاكره با ايران، مدنظر قدرتهاى جهان قرار گيرد.
ممكن است چيزى از بستهى پيشنهادى ايران
به نظر مثبت بيايد، آنجا كه در موضوع هستهاى بندهايى را آورده است. مثلا اينكه
"حصول اطمينان بيشتر از عدم انحراف فعاليتهاى هستهاى كشورها" البته
اين ترجمه، عينا آن چيزى نيست كه در متن انگليسى آمده است، بلكه توسط همين اولياى
امور در اختيار رسانهها قرار گرفته است. در متن اصلى كه به زبان انگليسى ارائه شده
چنين آمده است كه ايران به عنوان عضوى از انپىتى آمادگى دارد كه در يك طرح
فراگير به عنوان يك عضو فعال و تاثيرگذار در آژانس و انپىتى، اين موارد را مورد
ملاحظه قرار دهد، بعد در ادامه به چند مورد اشاره شده اينكه "فراهم آوردن
اطمينان بيشتر در مورد عدم انحراف فعاليتهاى هستهاى كشورهاى مختلف". اين
مثلا مهمترين موردى است كه مىتواند مورد توجه غربىها قرار گيرد، اما در همين
مورد هم كلى ان قلت آورده است.
–
اول اينكه ايران گفته است، آماده است در يك طرح
"فراگير" اين موارد را مدنظر قرار دهد. اين به چه معنا است؟ آيا به اين
معنى نيست كه رسيدگى به عدم انحراف برنامههاى هستهاى خود را موكول به رسيدگى به
برنامههاى هستهاى كشورهاى ديگر، يا بهتر بگوييم، تكتك كشورهايى كه ايران
خواستار رسيدگى به برنامههاى هستهاى آنهاست كند. يا حداقل به اين معنا نيست كه
ايران آن زمانى به رسيدگى به عدم انحراف هستهاى خود تن مىدهد كه ديگرانى كه
ايران بارها از آنها نام برده و يا در نظر دارد را مورد سينجيم شدن از ناحيهى
آژانس بىالمللى انرژى اتمى و بازرسان آن ببيند. بعد تازه اگر ايران در اين حرفى
كه گفته صادق باشد، آنگاه بايد شاهد باشيم كه با بازرسان آژانس همكارى مىكند كه
عدم انحراف هستهاى نداشته باشد.
–
ايران تعهدى نداده است كه كارى در زمينهى عدم انحراف هستهاى
مىكند، بلكه بيان كرده كه آن را با شرايطى كه بيان شد، "مورد ملاحظه"
قرار مىدهد. معمولا اين حرف، يعنى هيچ! آن هم وقتى از زبان مقامات ايرانى بيان مىشود.
آن وقتىكه مقامات ايران با تعهدات رسمى و امضاء چيزى را قبول مىكردند، زير آن مىزدند،
تازه از آن هم، هيچ چيزى در خود احساس نمىكردند، حالا چطور اين مىتوان چشم به
اين داشت كه از اين "مورد ملاحظه قرار دادن" بتواند چيزى در آيد، به
باور سادهلوحان شايد چيزى باشد. احمدىنژاد بارها در مورد از سرگيرى كار تاسيسات
هستهاى – كه پس از روى كار آمدن دولت او اتفاق افتد – تعابيرى كه بكار برد، همگى
ناشى از همين نداشتن تعهد است. او در مصاحبهاى با شبكهى دوم سيما كه به طور زنده
پخش مىشد، گفت كه ما "... ديديم كه اينطور نمىشود، زديم زير ميز، ديديم
اينطور نمىشود."!
ايران در بستهى پيشنهادى خود، امتيازات
غربىها را هم به نوعى مطالبه كرده است. در ادامهى آنچه ايران مىخواهد مدنظر
قرار دهد، "برپايى كنسرسيوم توليد سوخت هستهاى و تاسيسات غنىسازى در نقاط
مختلف، از جمله ايران" آمده، اين به معنايى ديگر، همان بخش مهم از مشوقهاى
اروپايىها در زمينهى هستهاى است، آيا اين اشتراك نيست؟! در ادامهاش هم بحث
تشكيل كميتهاى براى خلع سلاح هستهاى را مطرح كرده است.
ادبيات بسيار جالبى كه در بستهى
پيشنهادى ايران بكار رفته در نوع خود كمنظير است. شايد بتوان آن را يك شوخى بىمزه
دانست. همانطور كه مىدانيد ايران برنامههاى هستهاىاش را به همت جوانان و
دانشمندان خودش درست كرده است. اصلا ايرانىها اول بار سانتريفيوژها را طراحى
كردند و الان هم مشغول نوعى طراحى بىنظير هستند كه نسل جديد سانتريفيوژهاست. بر
همين است هم در يكى از مواردى كه ايران در بستهى پيشنهادى، ذيل سر فصل هستهاى
آورده است، چنين چيزى را مورد توجه قرار داده است "تلاشى صورت گيرد، تا ديگر
كشورها تشويق شوند كه به كنترل صادرات تجهيزات و مواد هستهاى بپردازند".
انگار هرچه پيش مىرويم به چيزهاى عجيب
و جالبترى پى مىبريم، كمكم به يك معنى نزديك مىشويم، ايران براى اينكه تسليحات
هستهاى نسازد، امتيازات زيادى مىخواهد، اينكه ديگران امتيازاتى كه پيشنهاد مىكنند
كه هيچ، بسيار بيشترش را بدهند، بعد هم خودشان را خلع سلاح كنند، دستآخر براى
اينكه تجهيزات و اقلام هستهاى را به ديگر كشورها (يا به تعبيرى ديگر، گروههايى
در ديگر كشورها) اگر كه مىخواهند كه كشورى مثل ايران نفرستد، بايد آنها را تشويق
كنند! گويا اين بستهى پيشنهادى نه براى ايران، بلكه براى غربىها از سوى ايران
ارائه شده، يعنى اينكه بيشتر در پى اينست كه راه ايران را باز كند، تا اينكه در
نظر داشته باشد، مساله و مشكل اروپايىها را حل كند.
بستهى غربىها
آنطور كه ملاحظه شد، بستهى ايران به
دلايل شكلى و ماهيتى نمىتوانست مورد توجه غربىها قرار گيرد. اتفاقا خود مقامات
ايران نيز گويا چندان به اينكه آن از سوى غربىها مورد استقبال قرار گيرد، اميد
نداشتند. در حالىكه قبل از ارائهى بستهى پيشنهادى كلى تبليغات در مورد آن به پا
كرده بودند و كنجكاوى در مورد آن را بالا مىبردند، پس از ارائهاش، گويا آن را به
كنارى گذاشتند. در حالىكه اگر بسته، حقيقتا اصل و نهايت چيزى بود كه مقامات ايران
به آن رسيدهاند، بايستى آن را در دستور كار براى پيگيرى قرار مىدادند.
غربىها بر حق ايران در زمينهى
تحقيقات، توليد و استفادهى انرژى هستهاى به منظور مقاصد صلحآميز در تطابق با انپىتى
تصديق كردهاند. اين خيلى مهم است كه آنها حقوق هستهاى ايران را به رسميت شناختهاند.
احمدىنژاد بارها اعلام كرده بود كه غربىها بر حقوق هستهاى ايران به صورت رسمى
تصديق كنند، ايران حاضر است براى اطمينان آنها، غنىسازى را مدتى تعليق كند.
لاريجانى نيز شبيه اين را گفته بود. حالا گروه 1+5 كه شامل ايالات متحده است، مطرح
مىكند كه حقوق هستهاى ايران را در توسعهى تحقيقات و توليد انرژى هستهاى، و نه
فقط "استفاده" از آن به رسميت مىشناسد.
بعد هم وقتى ثابت شد كه فعاليتهاى هستهاى
ايران صرفا صلحآميز است، با ايران نيز مانند هر كشور فاقد تسليحات هستهاى ديگر
عضو انپىتى رفتار شود.
متفاوت از بستهى پيشنهادى ايران كه
ابتدا سر فصل موضوعات سياسى و امنيتى آمده و موضوع هستهاى در سر فصل سوم، پس از
موضوع اقتصادى مطرح شده، در بستهى پيشنهادى غربىها ابتدا به اصل موضوع، يعنى
انرژى هستهاى پرداخته شده است.
در بسته غربى، در ذيل سر فصل انرژى هستهاى،
باز اولين چيزى كه آمده است، تاكيد دوباره بر حق ايران در مورد انرژى هستهاى در مصارف
صرفا صلحآميز مطابق الزاماتش در انپىتى است. بعد هم مقرر داشتن مساعدتهاى
فنى و مالى براى استفادهى صلحآميز از انرژى هستهاى و پشتيبانى نسبت به از
سرگيرى همكارىهاى فنى در پروژههاى هستهاى در ايران از طريق آژانس بينالمللى
انرژى اتمى مطرح شده است. در ادامه، پشتيبانى براى ساخت راكتورهاى آب سبك مطابق
آخرين پيشرفتها به ايران وعده داده شده است. حمايت از تحقيق و توسعه در انرژى
هستهاى كه شاهدى بر اطمينان بينالمللى است كه رفتهرفته باز مىگردد.
يكى از مواردى كه جمهورى اسلامى همواره
مطرح كرده است، اين بوده كه نمىتوان به كشورهاى غربى براى تامين سوخت اطمينان
كرد. حتى ابايى از اينكه روسيه را نيز غير قابل اعتماد در اين زمينه بداند، نداشته
است. اينكه سوخت هستهاى نيروگاه بوشهر پيشپيش به ايران تحويل داده شد، مورد
استقبال ايالات متحده قرار گرفت و جورج بوش، اين را گواهى بر اينكه ايران نيازى به
سوخت هستهاى فورا ندارد دانست. چيزى كه تقريبا يك اتفاق جهانى در مورد آن وجود
دارد، اينست كه ايران اصولا نيازى به توليد سوخت هستهاى ندارد – اگر نياز به
انرژى هستهاى را در حال حاضر با وجود نداشتن مزيت اقتصادى براى ايران كه با كمتر
از نصف هزينهاى كه براى آن تامين مىكند، مىتواند در بخشهاى انرژى ديگرى كه
مهيا است منفعت كسب كند، به نوعى توجيه شده بدانيم – ندارد. ايران يك راكتور هستهاى،
آن هم در حال ساخت دارد و فعلا بهرهبردارى از آن تا انتهاى 2008 منتفى شده است،
تازه سوخت اين نيروگاه از سوى روسيه براى ماهها پس از بهرهبردارى تضمين شده و
اين مدت مىتواند دوباره تمديد شود و روسها قول مساعد براى تمديد آن دادهاند.
حال غربىها به ايران مىگويند، حاضر
هستند كه ضمانتهاى الزامآور و قانونى ارائه كنند كه سوخت هستهاى ايران تضمين
شود. وقتى غربىها چنين پيشنهادى را مطرح مىكنند، در حقيقت اعتبار خود را گرو
كردهاند. آنها اصلا نمىتوانند از اين تعهد خارج شوند، يعنى شرايط بسيار سختى
براى خودشان ايجاد مىكند. شما در نظر بگيريد كه اروپايىها براى دادن سوخت هستهاى
به ايران ممانعت بعمل بياورند، آيا آنگاه ديگر توجيهى براى ديگر كشورها دارند كه
به سمت تامين سوخت هستهاى نروند؟ مضاف بر اينكه اروپايىها در مورد تعهدات خود در
اين زمينه سفت و سخت عمل مىكنند، و با مثال روسيه در مورد تامين گاز اروپا قابل
مقايسه نيست. اكنون تعداد اندك و انگشتشمارى از كشورها داراى غنىسازى هستند، در
حالىكه دهها كشور از انرژى هستهاى استفاده مىكنند، آيا تا به حال براى شما اين
سوال پيش آمده كه چطور است كه هيچ حرف و بحث و مناقشهاى در مورد تامين، قيمت و يا
مسالهاى ديگر مربوط به سوخت هستهاى بين مصرفكنندگان و توليدكنندگان آن در سطح
جهانى، بلكه در اين ارتباط در رسانهها مطرح نشده. آيا به اين دليل نيست كه آنها
به خوبى در حال كار هستند و وضعيت رو به راهى در اين زمينه وجود دارد.
شما همهى اينها را كه آمد با اين فرض
در نظر بگيريد كه آنچه از ايران خواسته شده است، چشمپوشى از حقوق خود نيست. مضاف
بر اينكه از ايران نخواستهاند كه تاسيسات خود را درب و داغون كند. تنها چيزى كه
از ايران خواسته شده است، اينست كه به الزامات انپىتى عمل كند، قطعنامهى شوراى
امنيت كه آن هم "تعليق" غنىسازى را خواستار شده عمل كند. ممكن است گفته
شود، اينها همان معنى از بين بردن حق ايران را مىدهد. اما در همان قطعنامههاى
شوراى امنيت و شوراى حكام آمد كه اين روند، اعتماد سازى ايران را انجام مىدهد.
از بخش هستهاى كه بگذريم، به بخش مشوقهاى
سياسى مىرسيم. كه از جمله شاخصترين آنها اينست كه حل مسالهاى هستهاى را كمك به
تلاشهايى مىداند كه به واقع به دنبال رهاسازى منطقه از تسليحات كشتار جمعى است،
كه شامل مقصود گرفتن فراغت از آن مىشود. اين به اين معنى است كه آنها به زبان بىزبانى
به ايران اطمينان دادهاند كه دست به تلاشهايى واقعى مىزنند كه منطقه را نه تنها
از اين تسليحات عارى كنند، بلكه اصلا آسودگى از آن را ايجاد نمايند. ارتقاى
مناسبات با ايران در منطقه و جهان، ارتقاى جايگاه ايران در مناسبات بينالمللى،
پيگيرى مسائل امنيتى منطقه در كنفرانس امنيتى منطقهاى، همكارى در موضوع مبارزه با
مواد مخدر و كمك به حفاظت در مرزهاى ايران و افغانستان، همه چيزهايى است كه در بخش
سياسى به ايران پيشكش شده است.
نياز ايران به سرمايهگذارى خارجى بر
هيچكس پوشيده نيست. در حالىكه احمدىنژاد چندان تمايلى به اقرار در اين مورد
ندارد، اما از حجم سرمايهگذارىها، اگر بتواند در جايى صورت بگيرد، بسيار ذوقزده
نشان مىدهد. بيشترين حجم سرمايهگذارىها در ايران در اين چند سال در بخش نفت و
گاز بوده است كه وضعيت اشتغالزايى آن خاص است. (صنايع پتروشيمى جزو كم اشتغالزا
ترين صنايع محسوب مىشوند. در سرمايهگذارىهاى نفت و گاز به موقتى بودن اشتغال،
همچنين انتقال ندادن دانش فنى بايد توجه داشت.) در صنعت و كشاورزى و تجهيزات و
ماشينآلات صنعتى، ايران وضعيت مناسبى در سرمايهگذارى ندارد، اگرچه وزير صنايع
آمارهايى بيان مىكند، اما آمارهاى جهانى از وضعيت نامناسب ايران براى سرمايهگذارى
و همچنين سرمايهگذارى خارجى غير قابلتوجه در ايران در اين بخشها خبر مىدهد.
اينكه مدير عامل بزرگترين شركت خودرو سازى ايران به زير دستان خود دستور بومىسازى
خودروهايى كه از قضيهى تحريم قسر در رفتند و يا قبلا قرارداد داشتند را مىدهد،
نشان از اعمال اين فشارها دارد. خوب است كه تحريمها هنوز به صنعت و كالاهاى غير
دو منظوره، مانند لوازم خانگى، البسه و مواد غذايى نرسيده و الا احتمالا ما با يك
بحران واقعى – بيشتر از آنچه كه امروز در ايران با آن روبهرو هستيم – مواجه بوديم.
در بخش اقتصادى، كشورهاى غربى به ايران
علاوه بر ايجاد ساز و كارهاى تسهيلكننده براى دسترسى ايران به بازارهاى جهانى كه
از جملهى آنها حمايت از عضويت ايران در سازمان تجارت جهانى است، مشوق بسيار خوب
ديگرى ارائه دادهاند، اينكه يك ساز و كارى براى افزايش سرمايهگذارى مستقيم
و تجارت با ايران داشته باشند.
در نبودن همكارىهاى وسيع در بخش انرژى
با اروپا، چينىها، هندىها و پاكستانىها بر سر ارزانتر خريدن گاز از ايران با
مقامات ايران چانهزنى مىكنند. اما در صورتىكه بستهى پيشنهادى اروپايىها
پذيرفته شود، همكارىها درازمدت و استراتژيك در بخش انرژى با اروپايىها و ديگران
شكل مىگيرد.
ايران كلى جان كند كه مثلا در گندم
خودكفا شود، اتفاقا همين چند ماه پيش بود كه جشن خودكفايى گندم را بر پا كردند،
اما امسال چندين ميليون تن گندم وارد كردند. ممكن است بگويند، به دليل خشكسالى،
اما اين فقط نبوده است. در شكر و دانهها روغنى و بسيارى از مواد غذايى اصلى مانند
برنج نيز ما با كشورى اينچنين وسيع و جميعتى معقول، از واردكنندگان عمده بسيارى از
محصولات هستيم. دليل مهم و شايد مهمترين آن، وضعيت كشاورزى نامناسب و غير مهندسى
ماست. با وجود دهها هزار مهندس كشاورز بيكار و سرمايهگذارىهاى وسيع دولتى و
خصوصى، اين وضعيت امروز ماست. نمىشود از تكنولوژى و تجربيات گرانبهايى كه كشورهاى
پيشرفته كسب كردهاند چشم پوشيد و مانند يك فرد يك دنده سر را پايين انداخت و هى
عرق ريخت و كار كرد، بعد انتظار يك نتيجهى معجزهآسا داشت.
در بخش كشاورزى، غربىها از توسعهى
كشاورزى در ايران حمايت خواهند كرد. اينطور نبوده كه در بستهى پيشنهادى آنها حرفى
كلى را در اين ارتباط مطرح كرده باشند. در اين بسته آمده است كه به
"خودكفايى" ايران در مواد غذايى (منظور اقلام اصلى) از طريق همكارى در
تكنولوژى تلفيقى، محيطى و زيربنايى، تسهيل مىكنند.
در بحث محيطزيست نيز به ايران پروژههاى
مشترك ارائه مىشود. وضعيت محيطزيست در ايران گويا تنها يك بحث احساسى است، –
تازه اگر واقعا آن را در همين بخش به خوبى ادا كنند و با شوخى، طعنه و مسخره لوث
نكنند –. نظارت طرفهاى خارجى احتمالا به جهت اينكه اعتبار خود را در نظر مىگيرند،
مىتواند آنچه از محيطزيست ايران باقيمانده را تا حدى تضمين كند.
همكارى در ايجاد راههاى حمل و نقل، كه
شامل راههاى حمل و نقل بينالمللى مىشود، از ديگر مشوقهاست. همچنين از نوسازى شبكهى
ارتباطاتى ايران حمايت مىشود، كه از جملهى آن، تضييق موانعى است كه مىتواند از
ممنوعيتهاى صادراتى به ايران برداشته شود.
يكى ديگر از مشوقها، برداشتن ممنوعيتهاى
كه مىتواند در همكارى در بخش هواپيماهاى غير نظامى زدوده شود است. غربىها مطرح
كردهاند كه به يارى و مساعدت ايران تا آنجا ادامه مىدهند كه ايران به سطح ايمنى
استانداردهاى بينالمللى برسد.
در بخش توسعهى انسانى، اقتصادى و
اجتماعى و كمكهاى بشر دوستانه نيز غربىها آوردهاند، به عنوان يك ضرورت ايران را
در توسعهى اقتصادى، اجتماعى و نيازهاى بشر دوستانه يارى رسانند. همكارى و حمايت
فنى در حوزههاى آموزشى كه براى ايران منافع دارد. اينكه از دورههاى كسب مهارت و
يا ايجاد شرايط براى آموزش دانشجويان ايران در رشتههاى مهندسىهاى مربوط به
كارهاى ساختارى و زير بنايى، محيطزيست و كشاورزى حمايت كنند. و از همكارىهاى
تحقيقاتى در بخشهاى مختلف علمى حمايت كنند. از همكارى با ايران در مورد توانمندى
در واكنش به شرايط و موقعيتهاى اضطرارى سخن گفتهاند. (از جملهى آن؛ زلزلهشناسى،
تحقيقات در مورد لرزش هاى زمين و كنترل بلايا و مصيبتها)
سخن آخر
اگر آنچه كه مقامات ايران مىگويند از
انرژى هستهاى و فعاليتهاى هستهاىشان به دنبال آن هستند، صرفا مقاصد صلحآميز،
و عمدهى آن تامين انرژى الكتريسيته از آن است، اگر بهاى مادى آن را در نظر نگيريم
و به تبعات اقتصادى، سياسى، بينالمللى و حتى علمى آن كه طى قطعنامههاى تحريمى
ايجاد مىشود بيانديشيم، خواهيم ديد كه چيزى در كل ارزشمند نصيب ايران نمىشود.
اما در عوض در اين بسته، همهى آنچه ايران از انرژى هستهاى "اظهار"
داشته كه به دنبال آن است، بدست خواهد آورد. مردم آن در وضعيت رفاهى بهترى خواهند
بود، و در سطح جهانى به وضعيت سياسى مناسبى خواهد رسيد.
اما چنانچه قصد ايران چيز ديگرى از
برنامهى هستهاىاش باشد، كه با اوصافى كه از آن سراغ داريم، اينچنين است، چندان
عجيب نيست كه از هر امتيازى چشم بپوشند. عمق خواستهاى ناصواب، آنها را به برترى
هستهاى شدن بر هر مقدار منفعت مردم ايران ترجيح مىدهد.
_______________________
1- http://www.campaigniran.org/casmii/index.php?q=node/5295
2- http://www.aftabnews.ir/vdcja8euqvema.html
3- http://www.indymedia.org.uk/en/2008/05/399363.html